عشق اول

از ماجرای عشق اولم رو سفیدبیرون آمدند موهایم

کارت پستال عید فطر

خدایا...

خودت میدونی از بچگی بلد نبودم دعا کنم فقط میگفتم:

همونی که تو دلمه و خودت میدونی

اما الان میخوام دعا کنم،

نه برای خودم برای دوستام که :

بعضیاشون خیلی گرفتارن

بعضیاشون خیلی تنهان

بعضیاشون خیلی نا امیدن

بعضیاشون عاااااااااااااشقن

و خلاصه هر کدومشون یه چیزی تو دلش داره که یه جورایی درگیره

خدا جون هوای دلاشونو داشته باش

یه دستی به سر و گوش زندگیشون بکش

نذار حسرت به دل بمونن

نذار ایمانشون ضعیف شه

دستشونو بگیر

این دوستامو که حتی بیشترشون رو ندیدم

ولی خیلی دوسشون دارم و خیلی حرف تو دلاشونه

الهی به امید تو

عید فطر بر تک تک دوستای گلم مبارک باشه

به امید روزهای بهتر

کارت پستال عید فطر

 

 

نوشته شده در یکشنبه 5 مرداد1393ساعت 2:43 بعد از ظهر توسط مهدی| |

 

  

    یه بچه دیدم

                 

 

                         داشت گریه میکرد و میگفت:
                  

 

                          هیچکس با من بازی نمیکنه.
                  

 

                        تو دلم گفتم تو بزرگ شو ؛
                 

 

               ببین چه بازیهایی که باهات نمیکنن...!

 

نوشته شده در چهارشنبه 1 مرداد1393ساعت 2:34 قبل از ظهر توسط مهدی| |

 

 

شب قدر را به معنی منزلت دانسته‌اند و بعضی دیگر آن را به معنی تنگی و گرفتاری دانسته‌اند. برخی نیز قدر را اندازه‌گیری و تقدیر امور معنی کرده‌اند. در پاسخ این سؤال، که چرا این شب، شب قدر نامیده شده، سخن بسیار گفته‌اند، از جمله این که: * شب قدر به این جهت «قدر» نامیده شده، که جمیع مقدرات بندگان در تمام سال در آن شب تعیین می‌شود، شاهد این معنی در آیات ۳ و ۴ سوره «دخان» است که می‌فرماید:إِنّا أَنْزَلْناهُ فی لَیْلَة مُبارَکَة إِنّا کُنّا مُنْذِرینَ * فیها یُفْرَقُ کُلُّ أَمْر حَکیم: «ما این کتاب مبین را در شبی پر برکت نازل کردیم، و ما همواره انذار کننده بوده‌ایم * در آن شب که هر امری بر طبق حکمت خداوند تنظیم و تعیین می‌گردد». این بیان، هماهنگ با روایات متعددی است که می‌گوید: در آن شب، مقدرات یک سال انسان‌ها تعیین می‌گردد، و ارزاق و سرآمد عمرها، و امور دیگر، در آن لیله مبارکه، تفریق و تبیین می‌شود. البته، این امر هیچگونه تضادی با آزادی اراده انسان و مسأله اختیار ندارد، چرا که تقدیر الهی به وسیله فرشتگان بر طبق شایستگی‌ها و لیاقت‌های افراد، و میزان ایمان، تقوا، پاکی نیت و اعمال آنها است. یعنی: برای هر کس آن مقدر می‌کنند که لایق آن است، یا به تعبیر دیگر: زمینه‌هایش از ناحیه خود او فراهم شده، و این نه تنها منافاتی با اختیار ندارد، که تأکیدی بر آن است. * آن شب را از این جهت شب قدر نامیده‌اند که: دارای قدر و شرافت عظیمی است (نظیر آنچه در آیه ۷۴ سوره «حج» آمده است: ما قَدَرُوا اللّه حَقَّ قَدْرِهِ: «آنها قدر خداوند را نشناختند»). * به خاطر آن است که، قرآن با تمام قدر و منزلتش بر رسول والا قدر، و به وسیله فرشته صاحب قدر نازل گردید.

اعمال شب قدر

 

غسل شب قدر

غسل, از يك سو عبادت است, چون مى بايست به ((نيت تقرب و اطاعت خداوند)) انجام شود, و از سوى ديگر نظافت و بهداشت مى باشد, چون با شست وشوى بدن, هر مومنى خود را براى حضور در مجامع عمومى و ملاقات سالم و جاذب با اهل ايمان آماده و منظم مى گرداند.

احيا و ((شب زنده دارى))

همان طور كه در سيره پيامبر(ص) و حضرت فاطمه(س) مطالعه كرديم, احيا, بيدار بودن و ((شب هاىقدر))را باعبادت سپرى نمودن, از تكاليف ديگر در اين شب ها مى باشد. بارى, شب زنده دارى با عبادت و دعا, وظيفه اى براى همه شب هاى((قدر))است, اما امام حسن عسكرى(ع) فرموده: فلا يفوتك احيإ ليله ثلاث و عشرين;(23) اگر نتوانستى در شب هاى ديگر احيا داشته باشى, سعى كن احيا و شب زنده دارى شب بيست و سوم را از دست ندهى. نكته بسيار مهمى كه درباره ((احيا)) بايد مورد توجه باشد, اين است كه, اولا: شب را تاسفيده صبح به عبادت و دعا بگذرانيم; ثانيا: ((به بيدارى چشم)) قناعت نكنيم, زيرا آنچه داراى اهميت فوق العاده است, ((بيدارى دل)) و آگاهى و بصيرتى است كه انسان را در محضر الهى و قرآن كريم و فرشتگان آسمانى, مودب و منظم و لايق گرداند.

قرآن بر سر گرفتن

تكليف ديگر ((شبهاى قدر)), قرآن به سرگرفتن است. مومنان روزه گرفته, در ماه خدا و خانه خدا, كتاب خدا را گشوده, به سرگرفته و آن را شفيع خود قرار مى دهند. آن ها به محتواى قرآن مى انديشند, به آغوش آن پناه مى برند و با قرآن پيوند و پيمان مجدد برقرار مى نمايند, تا با معارف نورانى آن, همه زواياى زندگى خويش را نورانى و متعالى گردانند. امام صادق(ع) هم فرموده است: براى شب هاى((قدر)) قرآن كريم را جلوى خود قرار دهيد, آن را بگشاييد و بخوانيد: ((اللهم انى إسئلك بكتابك المنزل, وما فيه وفيه اسمك الاكبر, وإسمائك الحسنى, وما يخاف ويرجى, إن تجعلنى من عتقائك من النار))

 

 

نوشته شده در جمعه 27 تیر1393ساعت 6:55 بعد از ظهر توسط مهدی| |

 

 

ساده می گویم عزیزم دل بریدن ساده نیست


چشمهای مهربانت را ندیدن ساده نیست

 

از زمان رفتنت خورشید را گم کرده ام


ناله های ابر را هر شب شنیدن ساده نیست...

نوشته شده در سه شنبه 24 تیر1393ساعت 1:58 قبل از ظهر توسط مهدی| |

 

دلم بچگی میخواهد

مثل آن دوران که من و تو بودیم و یک اتاق و خلوتی عمیق

 تاس بر زمین میریختی

و هر وقت چیزی جز"شیش" می آوردی

آرام تاس بازی ات را به سوی "شیش" روانه میکردم

به ظاهر خود را به ناراحتی میزدم

ولی

شاد میشدم!

برایت "شیش"آورده بودم

من باخته بودم

ولی لبخند بعد از برد تو برایم کافی بود

تا بعد این همه سال دوباره به آرزوی باخت در کنارت بنشینم

به امید آن روز که برای همیشه در کنارم باشی

رودر رو

این خاطره را برایت بازگو کنم...

 

 

 

نوشته شده در شنبه 14 تیر1393ساعت 3:47 قبل از ظهر توسط مهدی| |

 

دختر از دوستت دارم گفتن هر شب پسره خسته شده بود..
 
یک شب وقتی اس ام اس آمد بدون آن که آنرا باز کند

موبایل را گذاشت زیر بالشش و خوابید
 
صبح وقت مادر پسره به دختره زنگ زد و گفت: پسرم مرده…
 
دختره شوکه شد و چشم پر از اشک

بلافاصله سراغ اس ام اس شب گذشته رفت..
 
پسره نوشته بود… تصادف کردم

با مشکل خودم را رساندم دم در خونتون

لطفا بیا پائین میخوام برای آخرین بار ببینمت…

«خیلی خیلی دوستت دارم»
نوشته شده در سه شنبه 10 تیر1393ساعت 4:7 بعد از ظهر توسط مهدی| |

خدا گوید:

تو ای زیباتر از خورشید زیبایم،

تو ای والاترین مهمان دنیایم،

بدان آغوش من باز است،

شروع کن! یک قدم با تو،

تمام گامهای مانده اش با من

استشمام رایحه دل انگیز رمضان، گوارای وجودتان؛

آرزومند آمرزش گناهان و براورده شدن حاجات روزه داران

 

التماس دعا

نوشته شده در یکشنبه 8 تیر1393ساعت 3:30 قبل از ظهر توسط مهدی| |

اگه یه (فروردینی) از تو بدش بیاد دیگه تو قلبش جایی نداری!

اگه با یه (اردیبهشتی) هستی یعنی اخر خوشبختی!

یه (خردادی) قلبش فقط جای یک نفره نه بیشتر!

هیچ کس مثه یه (تیر) ماهی نمیتونه باهات صاف و صادق باشه!

عشق (مردادیا) مثه هوای ظهره تابستونه اگه ظرفیتشو نداری نزدیکش نشومیسوزونتت!

سخته ولی اگه یه (شهریوری) تورو و قلبش جا بده واسه همیشه جات امنه اگه از چشمشم بیفتی دیگه راهه برگشتی نیس

یه (مهر) ماهی هر چقد هم تنها باشه با قلب و احساس کسی بازی نمیکنه!

هیچ وقت شیطنت و خل بازی (ابان) ماهی رو رو پای بچه بودنش نگذار!

اگه یه (اذر) ماهی رو با خودت لج کردی یعنی خودتو با دستای خودت اتیش زدی!

قلب (دی) ماهی ها یه طرفس اگه از قلبش بیرون افتادی دیگه راهی واسه برگشت نیست!

اگه یه (بهمن) ماهی واسه کار اشتباهت چنبار بخشیدت پای سادگی و خر بودنش نگذار از مهربونیشه

پشت اخلاق تند و به ظاهر بده یه (اسفندی) یه دنیا احساس پاکه...

 

من که مردادی هستم

 

شما متولد کدوم ماهی؟؟

نوشته شده در پنجشنبه 5 تیر1393ساعت 0:3 قبل از ظهر توسط مهدی| |

سلام به دوستای گلم خوب هستین؟

چه خبرا؟

این روزا نبودم شرمنده که سر نزدم

دنبال کارای استخدامی بودم

و به هر زحمتی بود موفق شدم که به شغل مورد علاقم برسم.

از این به بعد ممکنه کمتر سر بزنم

چون محل کارم اینترنت نیست

و چون خوابگاه دارم دیگه خونه نمیام و اونجا میمونم.

به امید روزهای بهتر

مواظب مهربونی هاتون باشین

همتون رو به خدا میسپارم

و سعی میکنم در اولین فرصت ها بهتون سر بزنم و وبلاگمو آپ کنم...

نوشته شده در جمعه 30 خرداد1393ساعت 9:22 بعد از ظهر توسط مهدی| |

انصـــــاف نیـســــت ...!

دنیـــــا آنقـــــدر کوچـــــک باشـــــد ،

کــــه آدم هـای تـکــــراری را روزی صـــــد بـــــار ببینـیــــم ...

و آنـقــــدربـــــزرگــــ بـاشـــــد ؛

کــــه نتوانیــــم آن کســــی را کــــه میخـواهیـــــم ,

حتـــــی یـــــک بـــــار ببینیـــــم ............ !

نوشته شده در دوشنبه 19 خرداد1393ساعت 0:34 قبل از ظهر توسط مهدی| |

پسری دختر زیبایی رو تو خیابون دید.....

شیفته اش شد....

چند ساعتی با هم تو خیابون قدم میزدند ک یهو یه ماشین گرون قیمت جلوی پاشون ترمز کرد......

دختره ب پسر گفت: خوش گذشت اما من همیشه نمیتونم پیاده راه برم...........کار نداری؟؟

بای.....!!!!!!

دختره نشست تو ماشین....

راننده بهش گفت: خانوم ببخشید میشه پیاده شید؟؟؟؟؟

من راننده این اقا هستم....

نوشته شده در شنبه 10 خرداد1393ساعت 11:32 بعد از ظهر توسط مهدی| |

 

در وجودم کسی هست !

به وسعت تو ....

که هر شب موهایش را شانه میزند و هر شب یاد آخرین نگاه تو...

آوار میشود... بر تنهاییم!

بر بی کسی این اتاقم...

و من با خودم فکر میکنم حریمِ کدامین خیال را شکسته ام که اینگونه حقیقت میشوی در باورم؟

باور کنی یا نه باشی یا نباشی دوستت دارم

فرقی نمیکند خیال باشی آرزو باشی یا عکسی در قابِ این مانیتور

در این دنیای مجازیِ پر از مجازات فرقی نمی کند که شعرِ کدام شاعر را میخوانی

فرقی نمیکند که میشناسیم یا اینکه من تو را میشناسم

فرقی نمیکند که روی نیمکتی دو نفره نشسته باشیم

فرقی نمیکند که خوشحال بودیم یا ناراحت

همین را میدانم که دوستت دارم

و تو میشوی شروعِ حرف زدن

خودخواهیم را ببخش ببخش که تو را به خواب میبینم

ببخش که واژه به واژه ی شعرم از تو داد میزند

ببخش که من عاشقت هستم...

نوشته شده در سه شنبه 30 اردیبهشت1393ساعت 0:25 قبل از ظهر توسط مهدی| |

خیلی سخته عاشق کسی باشی

که روحشم خبر نداشته باشه

ولی عوضش

خیلی شیرینه که تا قبل از این که شریک زندگیت شه

همش یواشکی از یه گوشه حواست بهش باشه

و عاشقانه و بی هوس نگاش کنی

و لذت بخش تر اینه که

یه روز که مال خودت شد

براش تعریف کنی

که همه جا کنارش بودی

و خودش خبر نداشته...

نوشته شده در جمعه 26 اردیبهشت1393ساعت 8:17 بعد از ظهر توسط مهدی| |

http://amir17271.persiangig.com/image/gham/123%20(17).jpg



بعضی آدما یهو میان _ یهو زندگیتو قشنگ میکنن


یهو میشن همه دل خوشیت


یهو میشن دلیل خنده هات


یهو میشن دلیل نفس کشیدنت


بعد همینجوری


یهو میرن 


یهو آرزوهاتو خراب میکنن


یهو میشن دلیل همه غصه هاتو همه اشکات


یهو میشن سبب بالا نیومدن نفست



نمیدونم چرا یهو دلم گرفت!!!



موی سیاهم برهت کرده ام سپید

تا که نگویند نیست بالاتر ز سیاهی رنگ

پیری آن نیست بر سر بزند موی سپید

هر که این معنا نداند واقعا پیر است

نوشته شده در جمعه 19 اردیبهشت1393ساعت 10:40 بعد از ظهر توسط مهدی| |

ﺗﻮ ﯾﻪ ﺟﻤﻌﯽ ﻣﺸﺮﻭﺏ ﻣﯿﺨﻮﺭﺩﻥ...
ﭘﯿﺮﯼ ﻧﻮﺑﺖ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺩﺍﺩﻧﺶ ﺭﺳﯿﺪ.
 ﮔﻔﺖ ﺑﺨﻮﺭﯾﻢ ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺩﻭ ﺑﻮﺳﻪ
ﮐﻪ ﻭﻗﺖ ﮔﺮﻓﺘﻨﺶ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻧﻤﯿﺸﻪ.
ﻣﯿﮕﻦ :ﺩﻭ ﺑﻮﺳﻪ ﻣﯿﮕﻪ:
ﺁﺭﻩ ﭘﺴﺮﻡ ﻣﯿﺨﻨﺪﻥ ﺑﻬﺶ...
 همه ﺳﺎﮐﺖ ﺷﺪن
 ﯾﮑﯽ ﭘﯿﮏ ﺭﻭ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺷﺖ ...
 ﮔﻔﺘﻦ: ﺣﺎﻻ ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﮐﺪﻭﻡ ﺩﻭ ﺑﻮﺳﻪ؟؟؟
 ﮔــــــﻔﺖ: ﺍﻭﻟـــــﯿﺶ ﻭﻗـــﺘﯿﻪ ﮐﻪ ﺑﭽــــﻪ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﻣﯿﺎﺩ ﻭﻣــــــﺎﺩﺭﺵ ﺻﻮﺭﺗﺶ ﺭﻭ ﻣﯿﺒﻮﺳﻪ ﻭﺑﭽﻪ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻧﻤﯿﺸﻪ.
 ﺩﻭﻣـــــﯿﻦ ﺑﻮﺳــــــﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﻣــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــﺎﺩﺭ ﻓﻮﺕ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﻭبچه ﮔﻮﻧﻪ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﺭﻭ ﻣﯿﺒﻮﺳﻪ ﻭﻣــــــــــﺎﺩﺭ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻧﻤﯿﺸﻪ ...
ﺑﻌﻀﯿﺎ ﭘﯿﮏ ﺗﻮ ﺩﺳﺘﺸﻮﻥ ﺧﺸﮏ ﺷﺪ
 ﻭﺑﻌﻀﯿﻬﺎ ﻫﻢ ﺍﺷﮏ ﺍﺯ ﭼﺸﻤﺸﻮﻥ ﺭﻭﺍﻥ ﺷﺪ ...
 ﺑـــــــﻪ ﺳــﻼﻣﺘﯽ ﺗﻤــــﺎﻡ ﻣــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاﺩﺭﺍ
نوشته شده در سه شنبه 9 اردیبهشت1393ساعت 5:20 بعد از ظهر توسط مهدی| |

وقتی به تو فکر می کنم
خاطره هام زنده میشه
 از جا دلم کنده میشه
دوباره شرمنده میشه..
شرمنده میشه پیش من که بهم بگه دوست داره
بگه فقط تورو داره بازم داره کم میاره
 روش نمیشه آخه خودش میدونه درد من چیه میدونه
بین ما دوتا ، جدایی تقصیر کیه
میدونه دوباره براش ، خوابای ناجوری دیدی
 اما بازم نمیتونه ، نگه تو اونو دزدیدی
شیرین ترین خوابی که دیدم تو بودی
تو شیرین ترین رویا که داشتم تو بودی
 تو شیرین ترین دردی بودی که کشیدم
کسی مثه تو تو دنیا من ندیدم
توی تموم زندگیم دلم ازم چیزی نخواست
 به جز تو که توئم واسه دلخوشیه خودم میخواست
دلش میخواست کنار تو باشه و عاشقی کنه م
یخواست رو دیوار دلش ، عکستو نقاشی کنه
میخواست تو زندون نگات خودشو زندونی کنه
 برای اون رنگ چشات خودشو قربونی کنه
 فقط میخواست با تو باشه
پیش تو آواره باشه
 حتی اگه پیشه تویه عاشق بیچاره باشه
شیرین ترین خوابی که دیدم تو بودی
تو شیرین ترین رویا که داشتم تو بودی
 تو شیرین ترین دردی بودی که کشیدم
 کسی مثه تو تو دنیا من ندیدم
نوشته شده در دوشنبه 1 اردیبهشت1393ساعت 4:54 بعد از ظهر توسط مهدی| |

گاهی دلت از سن و سالت می گیرد

 میخواهی کودک باشی

 کودکی به هر بهانه ای به آغوش غمخواری پناه می برد

 آسوده اشک می ریزد

بزرگ که باشی باید بغض های زیادی را بی صدا دفن کنی ...
نوشته شده در پنجشنبه 14 فروردین1393ساعت 11:21 بعد از ظهر توسط مهدی| |

sms shahadat93 اس ام اس های ویژه ایام فاطمیه 93




روز شهادت زهرای اطهر است

عالم پر از مصیبت و دل ها مکدّر است

خشکیده چون نهال برومند عمر او

چشم جهانیان همه از اشکِ غم ، تر است


fatemieh آهنگ پیشواز ایرانسل برای نوروز 1393 و ایام فاطمیه


شهادت بانوی دو عالم ،

امّ ابیها حضرت فاطمه الزهرا سلام الله علیها بر عموم مسلمانان تسلیت باد.

نوشته شده در دوشنبه 11 فروردین1393ساعت 0:12 قبل از ظهر توسط مهدی| |


نوشته شده در جمعه 1 فروردین1393ساعت 9:4 بعد از ظهر توسط مهدی| |

 

شش ساله که چشمای من منتظر نگاهته 

دروغ به این دلم میگم ؛ که اون هنوز کنارته

 

شش ساله که تنها گذاشتی تو منو      

کاشکی می شد بهت می گفتم که نرو

 

شش ساله که عطرت هنوز رو تنمه    

صدای خنده هات هنوز واسه دلم یه مرحمه

 

شش  ساله که چشام پراز شقایقه    

بزرگترین رنج واسه من گذشتن دقایقه

 

شش ساله که تک تک سلولای من    

داد می زنه  خدا منو از قصر آدما ببر

 

شش  ساله که رو دفترم گل ها رو پرپر می کنم  

بدون تو ؛ تو غصه من روزامو هی سر می کنم

 

شش ساله که مثل بهاره این دلم     

 گاهی پرازابرو گاهی شرشره بارونه دلم

 

شش ساله که از همه چی بی خبرم  

کاشکی می شد یه بار بیای به دیدنم

 

شش ساله که میون غم دربه درم      

بیا ببین با رفتنت چیا اوموده به سرم

 

شش ساله که آروم یه شب نخوابیدم   

هربار که من خوابم می برد ؛ خواب نگاتو میدیدم

 

شش ساله که سرد تنم؛اما هنوز منتظرم      

منتظر یه شاخه گل که بذاری روتنم

 

 

df8l4xdioqo7at3zvci.jpg
 
 
 
گفت: ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺩﺍﺭﻱ ﻣﻴﺮﻱ؟

گفتم: ﺁﺭﻩ ...

گفت: ﻣﻨﻢ ﺑﻴﺎﻡ؟

گفتم: ﺟﺎﻳﻲ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻣﻴﺮﻡ ﺟﺎﻱ2 ﻧﻔﺮﻩ ﻧﻪ 3 ﻧﻔﺮ

گفت: ﺑﺮﻣﻲﮔﺮﺩﻱ؟

ﻓﻘﻂ ﺧﻨﺪﻳﺪم …

ﺍﺷﮏ ﺗﻮﻱ ﭼﺸﻤﺎش ﺣﻠﻘﻪ ﺯﺩ،

ﺳﺮشوﭘﺎﻳﻴﻦ ﺍﻧﺪﺍخت،

ﺩﺳﺘمو ﺯﻳﺮ ﭼﻮﻧش ﮔﺬﺍﺷم ﻭ ﺳﺮش و ﺑﺎﻻ ﺁﻭﺭﺩ

گفتم: ﺗﻮ ﮐﺠﺎ ﻣﻴﺮﻱ؟

... گفت: ﻣﻴﺮﻡ ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﻳﻪ ﺟﺎﻳﻲ ...

گفتم: ﺗﻨﻬﺎ ﻧﺮﻳﺎ, ﻳﮑﻴﻮ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺒﺮ !...

گفت : ﺟﺎﻳﻲ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻣﻴﺮﻡ ﺟﺎﻱ 1 ﻧﻔﺮﻩ ﻧﻪ 2 ﻧﻔﺮ!

گفتم: ﺑﺮﻣﻲﮔﺮﺩﻱ؟

گفت: ﺟﺎﻳﻲ ﮐﻪ ﻣﻴﺮﻡ ﺭﺍﻩ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﻧﺪﺍﺭﻩ!

ﻣﻦ ﺭﻓﺘﻢ ﺍﻭﻧﻢ ﺭﻓﺖفکر کردم شوخی می کنه ...

ﻭﻟﻲ رفت و من ﻣﺪﺗﻬﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺮﮔﺸﺘم ﻭ ﺑﺎ ﺍﺷﮏ ﭼﺸﻤﺎم

...ﺧﺎﮎ ﻣﺰﺍﺭش و ﺷﺴﺘﺸﻮ ﻣﻴﺪم
 

 

 

 

از در و دیوار قلبم نم دلتنگی می بـــــــــاره

بگو دستات هنوزم واسه من یه چتری داره

بس بودتنها گذاشتی تو نمی دونی چیه دردم

از همون لحظه که رفتی دیگه زندگی نـــکردم

خاطرات مونده اینجا اما آرومم نــکرده

به خدا دلتنگیامو ذره ای غم کم نکرده

حتی واسه یه لحظه جای پاهات گم نمی شــــــــــه

هر چی که سرم شلوغ شد جای خالیت پر نمی شه

من تو این تنهایی بی تو دیگه اروم نمی گیـــــرم

به این امید که تو می آی من از این خونه نمی رم

به این امید که تو می آی من از این خونه نمی رم

خاطرات مونده اینجا اما آرومم نــکرده

به خدا دلتنگیامو ذره ای غم کم نکرده

حتی واسه یه لحظه جای پاهـــــات گــــــم نمی شه

هر چی که سرم شلوغ شد جای خالیت پر نمی شه

نوشته شده در پنجشنبه 15 اسفند1392ساعت 7:15 بعد از ظهر توسط مهدی| |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت